محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

33

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

توفانى سخن مىگويد كه ميان دو فرمانروايى پيش و پس از آن جدايى مىاندازد ، چنان كه فرمانروايى دوّم پس از وقوع توفان ، با نزول دوباره از آسمان به « كيش » آنگاه به « وركاء » و « اور » آغاز مىشود . شايد از اين امر بتوان چنين استدلال كرد كه لوح پادشاهان سومرى رخداد توفان بزرگ را به مثابهء قطع استمرار تاريخ ديرين عراق مىشمارد ، از اين روى ، بايد آن را حد فاصل ميان روزگار ما قبل تاريخى و عصر تاريخى دانست . همچنين بسيار مهم است كه به اين موضوع اشاره كنيم كه نشانه‌هاى ديرينه شناسى كه در طبقات دو شهر « أريدو » و « وركاء » يافت شده‌اند ، حقيقت نصوص آمده در سند لوح پادشاهان سومرى را از حيث جا به جايى سلطهء سياسى در جنوب عراق قديم و در ميان آن شهرها ثابت مىكند « 1 » . آنگاه « سرلئونارد و ولى / Sir Leonard Woolley » همين توفان مورد بحث را چنان بزرگ مىداند كه پس از آن در هيچ روزگارى عراق باستان شاهد چنان توفانى نبوده است ، و مىگويد درست است كه در « اور » و در ديگر سرزمينهاى بين النهرين مىتوان نشانه‌هايى دال بر وقوع سيلابهاى موقت و محلى در ادوار مختلف تاريخ عراق باستان يافت ؛ تا آنجا كه در برخى موارد پىآيندى بيشتر از باران‌هاى فرو باريده در گستره‌اى محدود ندارد . اين نيز درست است توفانى كه نقطهء پايان تمدن « عبيد » بود ، از حيث زمان با تاريخ سومرى كه از طريق سنت‌ها به ما رسيده همخوانى دارد و خود همان توفانى است كه لوح پادشاهان سومرى از آن سخن مىگويد ، يعنى همان توفانى كه تورات در سفر پيدايش از آن ياد مىكند ، همچنين نبايد چنين پنداشته شود كه اين قصّه سراسر درست است . همچنين نبايد غافل بود كه موضوع جانشينى حقيقتى تاريخى است امّا تفاصيلى را كه مؤلّف سومرى يا عربى براى روشنگرىها و ذكر اوصاف بر آن افزوده است ؛ هدفى كه هر يك از آنها در نگارش آنها داشته‌اند ، همخوانى دارد . به عنوان نمونه تورات مىگويد كه آب بيست و شش گام بالا آمد و چنان كه از قراين بر مىآيد تا حد زيادى اين سخن درست است ، چنان كه قصّهء سومرى اين واقعه بيان مىكند كه درستى انسان پيش از توفان در كلبه‌هايى ساخته شده از « نى » مىزيست و اين امرى است كه درستى آن با حفارىهاى عبيد و اور به ثبوت رسيده است . همچنين نوح ( ع ) كشتىاش را از چوب سبكى ساخته بود كه آب در آن راه نمىيافت و در آن اثر نمىكرد ، چنان كه از دو سو ، آن را

--> ( 1 ) . رشيد الناضورى ، پيشين ، ص 247 .